یکی منو بازی داده!!!

هروقت می خوام یه پست جدید بذارم، استرس دارم  که نکنه این مطلب به درد کسی نخوره! همیشه سعی می کنم مطلبم بار آموزشی داشته باشه و یا حداقل کمی بار طنز داشته باشه که خواننده دست خالی از اینجا نره!

این مقدمه رو گفتم که بدونین مطلب امروزم نه بار آموزشی داره و نه بار طنز ولی به احترام یه دوست که منو به یک بازی وبلاگی دعوت کرده، می نویسم!... مثل اینکه قراره به چندتا سوال جواب بدم:

بدترین اتفاق زندگیم:

کلا" اتفاقات بد زندگیم همه توی بهمن و اسفند 85 رخ داد... فوت مادربزرگم، پارگی ماهیچه پام که یک سال نتونستم هیچ ورزشی انجام بدم و اخراج موقتم از دانشگاه!!!

خوب ترین اتفاق زندگیم:

هروقت که لبخند پدر و مادرم را می بینم برام بهترین اتفاق زندگیه!

بدترین تصمیم:

به جون خودم تا حالا تصمیم بد هم نداشتم چه برسه به بدترین!

بزرگترین پشیمونی:

اگه روزی نیم ساعت بیشتر درس می خوندم الان دانشگاه سراسری بودم!

فرد تاثیرگذار زندگیم:

مادرم که همیشه به من امید میده!

چه آرزویی دارم:

اینکه هیچ فقیری توی ایران نباشه و البته قبولی توی تخصص!

اعتقاد به معجزه:

به شدت معتقدم چون تجربه کردم ( امام رضا هم در جریانه!)

چقدر خوش شانسم:

خانواده به این خوبی دارم و دارم توی رشته مورد علاقه ام درس میخونم، از این خوش شانس تر؟

خیانت:

اینو هم به شدت لمس کردم! به هیچ کس خیانت نکردم و نمی کنم چون می دونم چه زجری داره!

عشق:

بریم سوال بعدی.

دروغ:

هروقت یکی گفتم و پشت سرش مجبور شدم چندتا دیگه هم بگم مثل آدم پشیمون شدم....

از کی بدم میاد:

از دو دسته آدم بدم میاد... دسته اول آدم های ریاکاری هستن که ادای مسلمونی رو در میارن و اسلام شده توجیه کثافت کاری هاشون! دسته دوم هم آدمهایی هستن که اون گروه اول رو کردن نشانه مسلمانی و از اسلام بد میگن!

تا حالا دل کسی رو شکوندین؟

یه بار سعی کردم که دل یه نفرو بشکونم، نمیدونم موفق شدم یا نه!

دلیل انتخاب اسم وبلاگ:

دامپزشکی که رشتمه و به زبان آدمیزاد هم از کتابی اقتباس شده به نام ( باهوش بار آوردن کودکان به زبان آدمیزاد)

کی رو از بچه های وب بیشتر دوست دارم:

شبیه سوال بچگی های ماست، می گفتن: پدرتو بیشتر دوست داری یا مادرتو؟

تعریفی از زندگیه خودم:

جاده چالوس رفتین تاحالا؟ زندگیم اون شکلیه!

خوشبختی:

همان لحظه هایی بود که برای رسیدن به خوشبختی گذراندیم!

این واژه ها یاد آور چی هستن؟

هلو:

دکتر لنکرانی( وزیر بهداشت سابق)!!!

خدا:

احتمالا" باز یه مشکلی داریم که یادش افتادیم!

امام حسین:

عشق خالصانه به خدا!

اشک:

شبهای قدر!

کوه:

بزرگ شدن زمان می خواهد... یک شبه فقط میتوان باد شد!!!

فرار از زندان:

خداروشکر ندیدمش!

هوش:

فعلا" باهوشم!... فقط یه بار بیهوش شدم!!!

خواهر شوهر:

شنیدن نامش لرزه بر اندام هر عروسی می اندازد!!!

رنگ چشام:

قهوه ای روشن!

رنگ مورد علاقه:

قرمز

جواب تلفن و ارتباطات:

اگه توی کلاس نباشم جواب میدم!

کلام آخر:

تقدیر، تقویم انسان های عادی است و تغییر، تدبیر انسان های عالی!

...

مثل اینکه این بازی رسمی داره و اون هم اینه که باید از چند نفر دعوت به بازی بکنیم... من هم از دوستان عزیز وبلاگی، پسر مزرعه دار، همه گربه های شاعر و میراث  دعوت می کنم که اگه مایل هستن بیان سر میز بازی!

کاسکو، مسافری از آفریقا ( قسمت سوم )

توی دو قسمت گذشته در مورد رفتارهای طبیعی کاسکو صحبت کردیم و در این قسمت هم می خوایم ببینیم وقتی این پرنده آفریقایی عصبانی میشه چطوری خشم خودشو بروز میده! در ضمن در پایان مطلب هم یه تجربه جالب برای من و البته مشکل جدی برای صاحب کاسکو و راه حل آن را بیان می کنم!

کاسکو

کندن پر: نشانه عصبی شدیدی ست که می تواند به علت وجود انگل های خارجی، فصل جفتگیری و یا شدت روشنایی محیط اطراف باشد. همچنین کندن پر ممکن است به دلیل کمبود مواد معدنی در جیره غذایی یا در ارتباط با غریزه لانه سازی پرنده باشد!

گاز گرفتن: برخی کاسکوها رفتارهای خشونت آمیزی از خود نشان می دهند و گاز میگیرند که قوی و دردناک است. یکی از راه های مقابله با این رفتار این است که واکنش چندانی در برابر این کار از خود نشان ندهیم، زیرا اگر کاسکو واکنش ما را ببیند که چگونه در اثر گاز گرفتن بالا و پائین می پریم!!! از این کار خوشش آمده و دوباره تکرار می کند، چون گمان خواهد کرد که یک نوع بازی است. اگر کاسکوی شما قبلا" آرام بوده و اکنون گاز می گیرد، باید علت آن را جویا شد. چنانچه در اثر استرس باشد، باید عوامل ترس را برطرف نمود. روش دیگر از بین بردن این عادت، استفاده از روش " تکان دادن " است. این کار را باید زمانی انجام داد که پرنده روی دست شما نشسته است و گاز می گیرد. در چنین حالتی برای هشدار دادن به کاسکو باید او را تکان داد و این کار را با لرزش دست انجام داد تا پرنده تعادل خود را از دست بدهد. روش دیگر این است که اسباب بازی در اختیار پرنده قرار داده شود تا بتواند آن ها را گاز بگیرد!

جیغ کشیدن: جیغ کشیدن بر خلاف تصور، از عادت های طبیعی کاسکو نیست، ولی نگهداری کاسکو به مدت طولانی در قفس و بیرون نیاوردن روزانه پرنده از قفس و یا توجه بیش از حد به پرنده در آغاز نگهداری و سپس کم توجهی به آن، باعث می شود پرنده جیغ بکشد تا توجه شما را به خود جلب کند. گاهی کاسکوی جدید پس از آوردن به منزل به علت ترس از محل جدید، شروع به جیغ کشیدن می کند. پس از آنکه پرنده به محل و صاحب جدیدش عادت کند از این کار دست خواهد کشید!

غرش: کاسکو معمولا" برای هشدار به دیگران غرش می کند. گاهی نیز به هنگام ترس چنین صدایی از خود در می آورد. اگر کاسکو شما غرش می کند از زدن پرنده و زدن ضربه به منقار او باید اکیدا" خودداری شود زیرا این کار برای پرنده بسیار دردناک بوده و باعث می شود که پرنده دیگر به شما اعتماد نکند!

پیچ و تاب دادن به گردن و ضربه زدن به قفس با منقار: گاهی صاحب پرنده گمان می کند که پرنده در حال بازی کردن است اما این یک واکنش عصبی است که معمولا" بر اثر کم توجهی یا بدرفتاری یا حبس دراز مدت در قفس روی می دهد. رفتار خود را با پرنده تغییر دهید به او توجه کافی کنید و اجازه دهید پرنده دقایقی را بیرون از قفس بگذراند.

....

قسمت سوم تمام شد اما اجازه بدین قبل از خداحافظی از تجربه خودم براتون بگم:

چند روز پیش یه خانمی که صاحب کاسکو بود با من تماس گرفت و گفت که پرنده با او قهر کرده و هروقت به سمتش می رود از او روی برمی گرداند!... بعد از پرس وجوی مختصر متوجه شدم که این خانم روز قبلش از خانه بیرون رفته و نزدیک به یک روز کامل کاسکو را در خانه تنها گذاشته است... توجه داشته باشید که کاسکو بسیار پرنده حساس و عاطفی ست و احتیاج به توجه و محبت دارد! اما راهکار چیست؟ اگه امکانش هست هروقت از خانه خارج می شوید( به قصد مهمانی یا مسافرت های کوتاه یک روزه) کاسکو را همراه خود ببرید ولی اگر قرار است کاسکو را چند ساعتی در خانه تنها بگذارید بهترین راهکاری که به ذهن من می آید این است که تلویزیون را برای پرنده روشن بگذارید تا کمتر احساس تنهایی کند!

منتظر قسمت بعدی باشید!

 

دکترهای گاو و مسئولین خواب! ( به مناسبت روز دامپزشکی)

برای آشنایی با دامپزشکی به لینک های انتهای مطلب مراجعه کنید!

اپیزود 1:

مکان: مصلای نماز جمعه شهر            زمان: چند سال پیش – 14 مهر

قسمتی از بیانات حاج آقا ( بنا به دلایل امنیتی نام ایشان محفوظ می ماند): جا دارد این روز را به تعدادی از دکترهای گاو!!! که در همین ردیف اول هم نشسته اند تبریک بگویم!

اپیزود 2:

مکان: تاکسی های دانشگاه به مترو گلشهر        زمان: اواخر تیرماه 89

مهندسین آینده ایران در حال توصیف رشته دامپزشکی: این بچه های دامپزشکی هم نهایت کارشون اینه که یه قورباغه میدن بهشون میگن بازش کنید ببینید دل و روده اش کجاس! ( صدای خنده بلند حضار).... تازه خیلی که پیشرفت می کنن هر روز دستشون رو باید بکنن اونجای گاو! ( کم مونده تاکسی از خنده بچه ها چپ کنه).

اپیزود 3:

مکان: خونه خودم              زمان: اواخر شهریور 89

موبایلم زنگ میزنه.....

خانمی پشت خطه و چندتا سوال داره: ببخشید آقای دکتر من رشته تکنولوژِی تولیدات دامی قبول شدم می خواستم ببینم چقدر به دامپزشکی ربط داره؟!!! ( من با تعجب جواب میدم: خب تقریبا" هیچ ربطی نداره!)... سوال دوم: یعنی من اگه ادامه بدم دامپزشک نمیشم؟!!!( اینبار با تاسف جواب میدم: نه! دامپزشکی کاملا" مستقله!)

نامه ای به او...

سلام علیکم.

جناب آقای مسئول، آقای مدیر، آقای رئیس، آقایی که دستت به جایی بنده! ضمن عرض تبریک این روز خدمت شما ( هرچند مطمئن نیستم دامپزشک باشید ولی به هر حال کار ما دامپزشک ها پیش شما گیره!) از شما خواهشی دارم... لطفا" کمی مردم را با این رشته آشنا کنید!... لطفا"  وقتی هر ترم بالای صد نفر وارد دانشکده می کنید حداقل ببینید می دانند دامپزشکی چیست؟

آقای مسئول، چرا حتما" باید تب کنگو یا تب برفکی مردم را بیچاره کند تا نامی از دامپزشکی هم برده شود!... چرا هروقت جلوی ورود دام آلوده را می گیرید اسمی از دامپزشکی برده می شود؟ مگر دامپزشکی فقط همین است؟

آقای مسئول، واقعا" نمی توان در بین این همه برنامه بی فایده تلویزیون هفته ای 15 دقیقه ثابت را به دامپزشکی اختصاص داد؟

آقای مسئول، من از اینکه به من دکتر گاو گفته شود نه تنها ناراحت نمی شوم بلکه به خود می بالم! ناراحتی من از این است که نمی دانند دکتر گاو یعنی چه! نمی دانند دکتر گاو چه کاری می کند!

آقای مسئول، اگر زیاده خواهی کردم بر من خرده نگیر!

با تشکر...

 روز دامپزشکی

پست مرتبط:

زهر شیرین( به مناسبت روز جهانی دامپزشکی)

اظهارات دکتر لطفی‎زاده در برنامه زنده رادیویی به مناسبت 14 مهر (روز دامپزشکی)

آشنایی با دامپزشکی- 1

آشنایی با دامپزشکی- 2

دامپزشکی در ویکیپدیا- (این مطلب بسیار کامل و جالب وخواندنی ست...پیشنهاد می کنم برای آشنایی با دامپزشکی حتما" آن را مطالعه کنید) 

شفاف سازی درباره توکسوپلاسموز گربه

تا حالا نشده از شما بخوام  مطالبی را که اینجا می نویسم تا آخر مطالعه کنید، اما این بار جسارتا" از شما تقاضا دارم که وقت گذاشته و چند دقیقه ای با مطلب من همراهی کنید!

امروز می خوام یک شفاف سازی اساسی در مورد توکسوپلاسموز گربه انجام بدم و مطمئن هستم که به تمام سوالات رایج در مورد انتقال توکسوپلاسما از گربه به انسان در این نوشته، پاسخ داده می شود!

من چطوری توکسوپلاسموز می گیرم؟( منظور انتقال از گربه است)

برای اینکه من درگیر این بیماری بشم باید گربه ای هم باشه که درگیر این بیماری شده باشه!

چه گربه هایی درگیر بیماری میشن؟ گربه ای که موش بخوره! اون هم موشی که درگیر توکسوپلاسموز باشه! یا گربه ای که گوشت خام آلوده به توکسوپلاسموز مصرف کنه!

تا حالا فهمیدیم که احتمال آلوده شدن یه گربه خانگی خیلی خیلی کمه!

گربه

حالا فرض کنیم که به دلیل سهل انگاری من، گربه خانگی من درگیر شد اونوقت احتمال بیمار شدن من چقدره؟

گربه آلوده به توکسوپلاسموز در تمام طول عمر خود فقط به مدت یک هفته از طریق مدفوع، توکسوپلاسما را دفع می کند که اتفاقا" مدفوع آبکی و اسهالی ست!

حالا اگه این مدفوع آلوده به توکسوپلاسما را من حتی کیلو کیلو بخورم بازهم درگیر این بیماری نمی شم! چرا؟ چون این میکروارگانیسم برای اینکه قدرت آلوده کردن من رو پیدا کنه باید مدفوع به مدت 48 تا 72 ساعت در محیط بیرون بمونه و تغییراتی در توکسوپلاسما به وجود بیاد که قدرت ایجاد عفونت را پیدا کنه!... حالا اگه من بیمار روانی باشم و برم به این مدفوع 72 ساعت پیش دست بزنم و بعد با همون دست آلوده غذا بخورم تازه اینجوری توکسوپلاسما وارد بدن من میشه! نه، عجله نکنید حتی در این شرایط هم من بیمار نمی شم!!! چرا؟ چون من یک انسان بالغ هستم که سیستم ایمنی نرمالی دارم و سیستم ایمنی بدن من عفونت را به سرعت سرکوب می کند و اتفاقا" این اتفاق سبب خیر می شود چون به دلیل تولید آنتی بادی در بدن من، من برای همیشه نسبت به این بیماری مقاوم خواهم شد!

پس چه کسی بیمار میشه؟ اگه بعد از گذراندن مراحلی که گفته شد توکسوپلاسما در مدفوع قدرت عفونت را پیدا کند آنوقت من باید یک طفل معصوم زیر 5 سال یا پیرمرد 70-80 ساله باشم که سیستم ایمنی ضعیفی دارم، با یه آدمی هستم که دارم شیمی درمانی می کنم یا کورتون مصرف می کنم! در این صورت تازه شانس عفونت افزایش پیدا می کند!

گربه

حالا متوجه شدید که چقدر احتمال آلودگی به توکسوپلاسموز پایینه؟

در مورد اینکه گفته می شود توکسوپلاسموز موجب نازایی می شود من به عنوان کسی که در رشته ای کاملا" مرتبط با این بیماری درس می خوانم با اطمینان کامل و با دلیل و مدرک می گویم که این حرف مزخرفی بیش نیست حتی اگر از زبان یک پزشک فوق تخصص گفته شود!

پس قضیه سقط جنین چیه؟ در این مورد باید بگم که اگه من یک خانم باردار باشم!!! فقط در صورتی که در 3 ماه اول بارداری با شرایط نادری که در بالا توضیح دادم آلوده به توکسوپلاسما بشوم جنین من سقط خواهد شد و بعد از 3 ماهگی دیگر بی تاثیر است!

و نکته مهم اینجاست که بدن من بعد از این سقط به بیماری مقاوم شده و در دفعات دیگر بارداری حتی اگر یک کیسه توکسوپلاسموز هم بخورم بچه من سالم به دنیا خواهد آمد!!! و اتفاقا" این فرزند من هم به دلیل اینکه آنتی بادی موجود در بدن من را در دوران جنینی دریافت کرده، تا آخر عمر به این بیماری مقاوم خواهد شد!

 پس قضیه نازایی یک دروغ محض است!

پی نوشت 1:

در تحقیقی که روی 18000 گربه آلوده شده به توکسوپلاسموز انجام شد حتی در یک مورد هم دیده نشد که مو و پوست گربه به توکسوپلاسما آلوده شود! و واقعا" متاسفم برای پزشک متخصصی که می گوید موی گربه وارد تخمدان شده و باعث نازایی می شود!!!

در تحقیقی که روی 140 انسان مبتلا به توکسوپلاسموز در بیمارستان امام خمینی انجام شد فقط در 2 مورد انتقال از طریق گربه تایید شد و در 138 مورد دیگر خوردن گوشت خام و نیمه پخته( کباب و استیک و...) و دستکاری گوشت آلوده به توکسوپلاسما ، عامل بیماری اعلام شد! و واقعا" متاسفم برای افرادی که به راحتی گربه ها را به جرم آلوده بودن به توکسوپلاسموز از خود دور کرده و یا حتی می کشند ولی هر هفته انواع و اقسام کباب ها را می خورند!

پی نوشت 2:

با تمام احترامی که برای پزشکان محترم قائل هستم، باید بگویم که بار اصلی تهمتی که در مورد این بیماری به گربه ها زده شده بر دوش عده ای از  آنهاست که به دلیل دانش پایین خود و عدم موفقیت در تشخیص علت یک بیماری آن را به سرعت به گربه ها ربط می دهند! مثلا" وقتی خانمی به دلیل نازایی نزد آنها می رود از او می پرسند که آیا در خانه گربه دارد؟و فقط کافی ست که آن خانم گربه داشته باشد، دیگر آن گربه مسبب اصلی تمام بدبختی ها معرفی خواهد شد! خواهش من از این تعداد پزشکان محترم این است که کمی مطالعه خود را زیاد کنند و بیش از این برای سرپوش گذاشتن بر ضعف خود عوام فریبی نکنند!

گربه

جمله آخر:

احتمال اینکه بیماری توکسوپلاسموز از یک گربه به شما منتقل شود در حدود احتمال سقوط یک ایرباس از آسمان بر سر شماست.

کاسکو، مسافری از آفریقا ( قسمت دوم )

سلام! اول یه عذرخواهی به خاطر این چند روز که نتونستم به وبلاگ های دوستان سر بزنم ولی تا جایی که امکانش بود جواب کامنت های پست قبل را دادم!

توی قسمت قبل یه سری از رفتارهای کاسکو گفته شد و حالا هم می خوام اون بخش رو ادامه بدم:

کاسکو

تکان دادن سر: پرنده معمولا" با این کار تلاش می کند تا با صاحب خود ارتباط پیدا کند و به گونه ای با او حرف بزند. هرچند صاحب پرنده ممکن است فکر کند این کار در اثر رفتن آب در گوش پرنده و یا نوعی طرب و شادمانی است.

تکان دادن بال ها: تکان دادن بال ها از رفتارهای عادی پرنده در داخل قفس است. پرنده با این کار سعی می کند خستگی و یکنواختی زندگی در قفس را برطرف کند، پرنده بالهای خود را برای پرواز آماده نگه می دارد و از وضعیت آخرین پرهای رشد کرده باخبر می شود!

ایستادن و تکان دادن بالها: این رفتار نشان دهنده آن است که پرنده علاقه زیادی به دست آوردن چیزی دارد و یا می خواهد به سوی چیزی که به آن علاقه مند است پرواز کند. اکثر اوقات آن چیز خوشایند، پرواز به سوی صاحبش است!

استفراغ: در طبیعت، پرنده استفراغ می کند تا به جوجه های خودش غذا بدهد. این کار نشان دهنده محبت پرنده به جوجه هاست. اگر مشاهده کردید که پرنده شما نیز بعد از مدتی اقدام به تکان دادن سر و کشیدن گردن و استفراغ می کند، نشان دهنده میزان محبت پرنده به شماست و می خواهد به شما بفهماند به همان اندازه که به جوجه هایش علاقه مند است به شما هم علاقه دارد. البته اگر استفراغ پی در پی تکرار شود، نشانه بیماری است و باید پرنده را جهت معاینه نزد دکتر دامپزشک برد!

سائیدن منقار: گاهی کاسکو منقار خود را به هم می ساید. صدای این کار چنان بلند است که به راحتی شنیده می شود. این کار نشانه این است که پرنده سر حال و سر زنده است و قصد دارد بخوابد. هم چنین پرنده با این کار به صاحب خود ابراز محبت و علاقه می کند!

سر فرود آوردن: وقتی که طوطی خاکستری آفریقایی، پس از دیدن صاحبش سر خود را خم می کند و گردن خود را به سوی او دراز می کند، منتظر است تا صاحبش سر او را با ملایمت بخاراند. در چنین حالتی باید با ملایمت پس سر پرنده را مالش داد و خاراند. اگر پس از این کار پرنده خمیازه کشید این بدان معنی است که پرنده از این رفتار خوشحال شده است!

....

این هم از قسمت دوم!... منتظر قسمت بعد باشید که احتمالا" در مورد خشم و عصبانیت در کاسکو خواهد بود!