هدفم این بود که باز هم مطلبی به زبان طنز برای این دو مهمان بزرگ بنویسم، اما چگونه می توان طنز نوشت درحالیکه چشمانت از خشم قرمز شده است...؟

از همان ابتدا هم مشخص بود که این راه به ترکستان است...

تا به کی باید چوب بی کفایتی و بی تدبیری شما را بخوریم...؟ باز هم اگر چوبش را ما بخوریم اشکالی ندارد، چرا با مهمان ما اینگونه رفتار کردید...؟

یادداشت های به جا مانده از او :

چند روزی ست که به همراه همسر عزیزم به اسارت آمده ایم... هوای سلول گرم است و هر روز گرمتر می شود.. غذایشان که حال ما را به هم می زند! البته خودشان می گویند همین غذا را پرسی 7000 تومان می خورند!!!انسان های عجیبی هستند این ایرانی ها.... پسر عموهای مارا تارومار کرده اند و حالا می خواهند از ما دو نفر پسر عمو بسازند!... خب یکی نیست به آنها بگوید حتی لهجه مازندرانی ها هم با ما روس ها فرق دارد چه برسد به نژادمان!... دیروز شنیدم که قرار است به زودی به منزل اجاره ای خود در میانکاله برویم... من که برای آن روز لحظه شماری می کنم، قطعا" آنجا بهتر از این زندان تنگ و تاریک است!

.....

4 ماه است که زندانی هستیم... چی فکر می کردیم چی شد!... اولش با صدتا دوربین و خبرنگار و... از ما استقبال کردند اما حالا از هم می پرسند که آیا کسی از ما خبر ندارد؟...  گرمای هوا دیگر برایمان طاقت فرسا شده است... خدایا این چه سرنوشتی ست؟ تازه می فهمم که سرگذشت پسرعموهای ما بد نبوده است... حداقل آنها یک لحظه درد تیر را تحمل کرده و راحت شده اند... خدا لعنتت کند آقای  پوتین!!! خدا لعنتت کند آقای .... !

ببر سیبری

.....

ماه هشتم است... سرفه نفسم را بریده... تورو خدا بعد از مرگم مراقب همسرم باشید... تورو خدا او را به روسیه برگردانید!

پی نوشت:

ببر نر وارداتی هیچگاه رنگ میانکاله را ندید و بعد از تحمل 8 ماه اسارت به علت سوءمدیریت ما جان سپرد!

البته بهتر است بگوییم ببر سیبری را کشتیم... درست از همان روزی که آنها را از روسیه آوردیم حکم مرگشان را امضا کردیم!

حالا دعوا سر این است که ببر مسموم شده یا مشمشه گرفته و یا نمی دونم چی!... دعوا سر این است که مقصر کیست؟ مطمئن باشید چند روز دیگر خود ببر مقصر شناخته می شود( درست مثل خلبان  هواپیماهایی که در ایران سقوط می کنند) اصلا" ببر خیلی کار اشتباهی کرده که مریض شده... مگه گربه ست که مریض بشه؟ واسه چی هیکل گنده کرده؟... هیچکس به این فکر نمی کند که ببر بیچاره توی این 8 ماه چه زجری را تحمل کرده و چقدر مظلومانه مرده است!

حالا با مرگ ببر نر پروژه به اصطلاح زنده سازی نسل ببر مازندران به پایان رسیده است... البته اگر مسئولین محترم انقدر سواد داشته باشند که بدانند ببر ماده توانایی بکرزایی ندارد!!!... التماس می کنم ببر ماده را به روسیه برگردانده و رها کنید... خودتان هم می دانید که به زودی حیوان بیچاره را به کشتن می دهید!

پست های مرتبط:

همسو کردن ببرهای سیبری با شعار " دو بچه کافی نیست "

کسی از ببرهای سیبری خبر ندارد؟