داروهای مورد استفاده برای جلوگیری از آبستنی در گربه ها!

همین اول بگم که این پست خیلی طولانی و کاملا" تخصصیه ولی برای کسانی که با گربه ها سر و کار دارند میتونه مفید باشه... قبل از نوشتن اصل مطلب لازمه که چندتا نکته رو بگم:

1-    برای نوشتن این مطلب حدود سه هفته اکثر کتابهای معتبر فارماکولوژی دامپزشکی را مطالعه کردم و تقریبا" به سایتی نبوده که سر نزده باشم اما باز هم اون چیزی که انتظارش را داشتم نشد... اعتراف می کنم که این نوشته کامل نیست!

2-    با یک سرچ فارسی در گوگل متوجه شدم که هیچ مطلب مدونی در مورد داروهای پرکاربرد جلوگیری از  بارداری در گربه ها وجود ندارد و این مطلب با تمام نواقصی که دارد می تواند به عنوان یک منبع اینترنتی فارسی تا حدودی انتظارات را برآورده کند!

3-    متاسفانه در مورد دوز مصرفی و روزهای تجویز برخی داروها در منابع مختلف، اختلاف نظر وجود دارد ولی من سعی کرده ام که اینجا آن منبعی که معتبر تر است مد نظر قرار دهم!

4-    در مورد میزان ماندگاری اثر فرم تزریقی داروها هم اختلاف نظر وجود دارد...مثلا" در مورد داروی مدروکسی پروژسترون تزریقی، بین 3 تا 6 ماه و حتی گاهی تا یکسال ماندگاری اثر ذکر شده است!

5-    در مورد برخی از عوارض جانبی داروها هم دوگانگی دیده می شود...مثلا" در حالیکه اکثر منابع، افزایش اشتها را یکی از اثرات داروی مژسترول نام برده اند، اما در عمل خیلی از صاحبان گربه ها از کاهش شدید اشتهای گربه شان بعد از مصرف این دارو خبر داده اند!

6-    از بین تمام داروهایی که به این منظور نام برده شده اند، سه دارو بیشترین کاربرد را دارند که به آنها پرداخته شده است!

7-    دوزهای نوشته شده فقط برای گربه هاست و اگر برای حیوانات دیگر هم نیاز به دوز این داروها دارید در قسمت نظرات مرقوم بفرمائید تا اطلاع بدهم!

8-    بدون شک نظرات شما و یافته های شما از سالها زندگی در کنار گربه ها می تواند در کامل تر شدن این مطلب موثر باشد.... به شدت نیازمند اطلاعات مفید شما هستم!

و اما اصل مطلب:

1-    مدروکسی پروژسترون استات (medroxyprogestron acetate)  


این دارو به دو نام در بازار وجود دارد فرم تزریقی (depo-provera) و قرصهای خوراکی (provera)!

فرم تزریقی دارای 150 و یا 400 میلی گرم دارو در هر میلی لیتر است و فرم خوراکی به شکل قرصهای 2.5 ، 5 و 10 میلی گرمی.

موارد مصرف:

کنترل فحلی در سگها و گربه های ماده، کم کردن میل جنسی (libido) در سگها، اختلالات رفتاری مثل تهاجم و ریزش ادرار، آلوپسی سایتوژنیک در گربه ها ، درماتیت و کراتیت ائوزینوفیلیک، هایپرتروفی پروستات.

عوارض جانبی:

تغییرات رفتاری ( از کم تحرکی تا پرخاشگری و بداخلاقی ) ، اسهال ، افزایش اشتها و تشنگی و عطش، هایپرپلازی رحم و پیومتر ، دیابت شیرین ، سرکوب عملکرد قشر غده فوق کلیه ، بزرگ شدن پستانها ، به شکل بسیار نادر بزرگ شدن اندام های حرکتی در سگها گزارش شده است!

دوز دارو :

در مورد فرم خوراکی باید هر هفته یک عدد قرص 5 میلی گرمی را به گربه بدهیم آن هم سر وقت!

در مورد فرم تزریقی می توانیم 1.1 تا 2.2 میلی گرم برای هر کیلوگرم وزن بدن حیوان را به صورت تزریق داخل عضلانی هر هفته یک بار استفاده کنیم!

نکته: در برخی از سایتها استفاده از فرم تزریقی این دارو در گربه ها غیر قانونی اعلام شده است!

نکته: تداخل دارویی در مورد این دارو گزارش نشده است!

نکته: در تمام منابع در مورد خطرات ناشی از استفاده از مدروکسی پروژسترون و مژسترول استات هشدار داده شده است و احتمال ایجاد تومور و هایپرپلازی را زیاد دانسته اند!

2-    مژسترول استات ( megestrol acetate):

این قرص با نامهای ovaban و megace در بازار موجود است!

باید توجه داشته باشیم که فقط قرصهای 5 میلی گرمی این دارو در دامپزشکی مصرف می شوند و قرصهای 20 و 40 میلی گرمی آن مصرف انسانی دارند!

موارد مصرف:

جلوگیری از آبستنی و به تاخیر انداختن فحلی در سگ و گربه ، درمان آبستنی کاذب، جلوگیری از هایپرپلازی واژن ، درمان تومورهای پستانی در سگ ها ، درمان درماتیت ارزنی ، گرانولوما و کراتیت ائوزینوفیلیک در گربه ها!

عوارض جانبی :

کاملا" مشابه داروی مدروکسی پروژسترون است!

دوز دارو :

سه روز پیاپی یک عدد قرص 5 میلی گرمی را به گربه می دهیم سپس هر هفته 2.5 تا 5 میلی گرم قرص می دهیم که این کار را می توانیم تا 10 هفته تکرار کنیم!

نکته: داروهای مدروکسی پروژسترون و مژسترول را در حیوانی که دیابت دارد نباید استفاده کنیم!

3-    پرولیژستونل (proligestonel or delvosteron):

این دارو به صورت سوسپانسیون تزریقی در بازار وجود دارد( البته مطمئن نیستم که در ایران هم رایج باشد)

موارد مصرف:

به تاخیر انداختن فحلی در گربه ها و سگها ، درمان و پیشگیری از آبستنی کاذب در سگ و خرگوش ، کنترل درماتیت های ارزنی در گربه ، درمان کوتولگی سگها!

عوارض جانبی:

نسبت به دو داروی قبلی عوارض کمتری دارد ولی در مواردی که طولانی مدت مصرف شود می تواند همراه با عوارضی باشد مثل: تغییرات رفتاری ، افزایش اشتها و تشنگی ، هایپرپلازی رحم و پیومتر ، دیابت ملیتوس ، آکرومگالی!

دوز دارو:

به میزان 100 میلی گرم برای هر گربه به صورت تزریق زیرجلدی!

نکته: احتمال سوزش و خارش در محل تزریق وجود دارد!

تذکر مهم:

دارویی وجود دارد به نام میبولرون ( mibolerone) که به عنوان دارویی جهت جلوگیری از فحلی فقط در سگها استفاده می شود و به هیچ وجه نباید از آن در گربه ها استفاده کرد!

.....

نکته پایانی:

خیلی ها عقیده دارند که استفاده از این داروها به دلیل سرطان زا بودن کار اشتباهی است و باید گربه ها را عقیم کنیم، برخی هم اعتقاد دارند نباید با عقیم کردن برای همیشه شانس بچه دار شدن را از گربه بگیریم، بعضی ها هم بر این امر معتقدند که نباید در روند طبیعی زندگی حیوانات مداخله کنیم!.... اینها را گفتم که تذکر دهم این مطلب فقط برای اطلاع رسانی بوده و اینکه شما باید جزو کدام گروه باشید به عقاید خودتان بر می گردد!

برخی از منابع استفاده شده:

BSAVA small animal formulary

Comprehensive veterinary pharmacology

Saunders handbook of veterinary drugs (papich)

Generic veterinary medicine

And…………..

 

 

گناهش این بود که سگ بود!

اینا توی شعرش میگه انسانیت زنده است( اینجا ).... اما من شک دارم که انسانیتی وجود داشته باشه!.... میگی چرا؟.... بقیه مطلبو بخون!

 پستهای مرتبط با هوشی

توی خونه ام نبود ولی انقدر دوستش داشتم و بهش عادت کرده بودم که گاهی خوابش رو می دیدم!... وقتی تصادف کرده بود حاضر بودم هرکاری بکنم که خوب بشه... انقدر من و علی ازش مراقبت کردیم که حالش کاملا" خوب شد...فقط یه کمی پای راستش می لنگید که اون هم بعد از اون تصادف شدید و دوره درمانش که تازه تموم شده بود طبیعی بود!.... دیگه خیالم راحت بود که می تونه بدون کمک ما به زندگی عادیش ادامه بده... نزدیک به یک ماه به خاطر امتحانات نرفتم بیمارستان و توی این مدت واقعا" دلم براش تنگ شده بود...

تا اینکه دوشنبه این هفته رفتم بیمارستان و از همون اول که وارد محوطه شدیم دنبالش گشتم ولی نبود...هرجایی که حدس می زدم باید باشه رو دیدم ولی خبری ازش نبود... می دونستم که هوشی عادت داره بره بیرون از بیمارستان و بچرخه( همین عادتش باعث تصادفش شده بود).... گفتم حتما" رفته بیرون ( به قول علی، باز هم رفته دختربازی!!!).... باز هم خداروشکر کردم و از اینکه حالش کاملا" خوب شده فوق العاده خوشحال بودم!...اما غافل از اینکه...

دیروز باز هم رفتم بیمارستان...ولی باز هم خبری از هوشی نبود... دیگه نگران شدم و دلشوره پیدا کردم!

خداروشکر امروز شیفت علی آقا بود ( یکی از نگهبان های بیمارستان که خیلی به حیوانات علاقه داره و توی بهبودی هوشی تنها کسی بود که از ته دل به ما کمک کرد).... از علی آقا سراغ هوشی رو گرفتم... اون میدونه که چه رابطه عاطفی بین ما بوده... هیچ حرفی نزد...دیگه داشتم دیوونه می شدم... گفتم علی آقا میگی هوشی کجاست یا نه؟ بنده خدا بعد از کلی سرخ و سفید شدن با شرمندگی گفت: هوشی از پیش ما رفت.... هوشی کشته شد!!!

حرف علی آقا مثل پتکی توی سرم فرود اومد ... گلوله قاتلین شهرداری هوشی رو غرق خون کرد...

گناه هوشی این بود که از محوطه بیمارستان می رفت بیرون و اطراف دیوارهای بیمارستان می چرخید..گناهش این بود که بازیگوش بود...گناهش این بود که نمی تونست حرف بزنه...گناهش این بود که نمی دونست تفنگ چیه و اینکه وقتی کسی به طرفش نشونه گرفته نباید براش دم تکون بده و تو چشماش نگاه کنه...گناه هوشی این بود که سگ بود!

نمی دونم چی بگم... یه بغض سنگین رو گلومه ... یه حس بد از اینکه باید باز هم برم بیمارستان و جای خالی هوشی رو ببینم!

اهل نفرین کردن نیستم...ولی نمی دونم اونی که این کارو کرده میدونه انصاف یعنی چی؟ وجدان یعنی چی؟ زندگی یعنی چی؟

تورو خدا هوشی دیگه نیا تو خوابم... خجالت می کشم که اون چشمهای معصومت رو ببینم... اصلا" شاید من مقصرم... کاش هیچوقت نمی دیدمت!

دارم دیوونه میشم...

هوشی

من و حیوان خانگی ام ( نکاتی در مورد استفراغ سگ و گربه)

انسانیت زنده است... شعری زیبا از اینا

آرشیو قسمت های قبل

استفراغ مهمترین علامت بیماری های معده در سگ ها و گربه هاست... مدل اصلی در بیماری های معده هم سگها هستند؛ یعنی سگها بیشتر از گربه ها مستعد ابتلا به بیماری های معده می باشند!

حتما" شنیده اید که می گویند استفراغ در سگ ها امری طبیعی ست و اینکه سگی استفراغ کند دلیلی بر بروز بیماری نیست!... این درحالی ست که استفراغ در هیچ حیوانی طبیعی نیست! پس فلسفه این حرف چیست؟

عضلات مری در سگها از نوع مخطط است و همانطور که همه در زیست دبیرستان هم خوانده ایم که عضلات مخطط نسبت به عضلات صاف قدرت انقباض بیشتری دارند، همین امر منجر به راحت تر شدن استفراغ در سگ ها می شود...پس بهتر است بگوییم استفراغ در سگها به راحتی صورت می گیرد نه اینکه طبیعی است!

اما در گربه ها آن قسمت از مری که به معده وصل می شود از نوع عضلات صاف است به همین دلیل استفراغ در گربه به راحتی صورت نمی گیرد!

حالا اگر حیوان ما دچار استفراغ شود باید چه کار کنیم؟

در مورد سگها اگر هیچ علامت بالینی دیگری مثل ضعف شدید و... دیده نشد و استفراغ صرفا" به خاطر خوردن غذاهای غیر طبیعی( چیپس و پفک و....) و یا هر عامل گوارشی دیگری ایجاد شده، بهتر است یک روز به حیوان غذا ندهیم!( به احتمال زیاد حال حیوان خوب می شود)... اگر بعد از 24 ساعت سگ ما باز هم استفراغ کرد، باید به دکتر مراجعه کنیم!

استفراغ سگ

در مورد گربه ها بعد از دیدن اولین استفراغ بهترین کار مراجعه به دکتر است چون همانطور که گفتم گربه ها به سختی استفراغ می کنند، پس حتما" گربه ما با یک مشکل جدی مواجه شده است!

استفراغ گربه

یک کار اشتباه:

متاسفانه عادت کرده ایم که هرگاه خروج مواد غذایی را از دهان حیوان می بینیم، سریعا" از متوکلوپرامید به عنوان ضد استفراغ استفاده می کنیم... درحالیکه همیشه خروج مواد از دهان به معنی استفراغ نیست و عواملی غیر از مشکلات معده می توانند در آن دخیل باشند که دادن داروی ضد استفراغ می توان شرایط را وخیم تر کند!... در این باره در قسمت های بعد بیشتر توضیح خواهم داد!

اصولا" استفراغ در سگها و گربه ها علل متنوعی دارد مثل:

علل گوارشی:

 التهاب های عفونی و غیر عفونی ، انسداد در لوله های گوارشی، برخی سموم ، نئوپلازی های دستگاه گوارش ، انگل های گوارشی ، اختلالات حرکتی اجزای دستگاه گوارش و....

علل غیر گوارشی:

پانکراتیت ، نئوپلازی ، بیماری های کبد ، بیماری های سیستم عصبی مرکزی ، بیماری های کلیوی ، مشکلات اندوکرین ، بیماری های سیستمیک و ....

ملک الهیچ و کرم درون!!!

زمستانی، نیمه شب در بیابانی پی تکه نانی به هرسو می دویدم! تاریکی به میزانی بود که هیچ ندیدمی... به یاد حرف پدرجد خود افتادم که می گفت:

زمستان است و بی برگی بیا ای باد نوروزم

بیابان است و تاریکی بیا ای قرص مهتابم

پیش خود گفتم ای خواجه تو در این ظلمات نمی توانی نانوایی را هم ببینی چه رسد به یک تکه نان.... از این استدلال خود ذوق زده شدم و در پی مسیری برای بازگشت به خانه، چشم به ستاره ها دوختم و از آنجا که در علم نجوم هم هیچ جنبنده ای به گرد پای خواجه نمی رسد، به تعقیب ستاره قطبی شتافتم و با رسم هر آنچه از نجوم می دانستم در ذهن خود، موفق به یافتن متروی کرج شدم!

انگشتر خود را که به تمثال جد بزرگوارم وزین شده است به دربان نشان داده و اذن دخول گرفتم.... دقایقی را درون مترو به خواب رفته بودمی که با نجوای بانویی بیدار شدمی.... " یه خورده جمع و جور بشین ماهم جا بشیم دیگه...اه... انگار خوابگاهه..."

از این شروع طوفانی، حساب کار دستمان آمد و همچون طفلی سر به راه خود را به گوشه صندلی چسباندیم.... هنوز به درستی در جای خود ننشسته بود که پاچه شلوارش لرزید (بانو را گویم)، و او دست به خورجینی برد با مارک نوکیا و چیزی شبیه پاره سنگ بیرون آورده شروع کرد به سخن گفتن.... و ما چون حوصله مان سر رفته بود اندکی گوش تیز کرده و سرگرم فضولی شدیم!

" عزیز دلم، نمی دونی چقدر نگرانشم...از صبح تا شب مراقبشم که یه وقت چیزیش نشه...امروز رفتم براش قرص ضد انگل بگیرم ولی انقدر توی داروخونه قرص ریخته که آدم دیوونه میشه...مگه میشه انتخاب کرد؟ این دکترا هم که چیزی بارشون نیست...."

و خلاصه دقایقی نه چندان کوتاه با آن تکه سنگ درد دل کرد و خب طبیعی هم بود که تکه سنگ به او جوابی نمی داد! و ما چون خود را نگران آن دلبند این بانو می یافتیم گلویی صاف کرده و اعلام حضور کردیم.... عذر مرا بپذیرید بانو، گویا فرزندتان به کرم درون مبتلاست؛ همانا اقبال با شماست؛ چون علاجش نزد ماست!

" خواهش می کنم، بچه ام نیست! عسلمه، عمرمه،جونمه........گربمه!!!"

ناخودآگاه ابروان ما به سمت عمامه ما رفت و دماغمان به سمت گوشمان منحرف شد!...تکانی به خود داده و گفتیم: به هرحال ما علاجش را داریم!

جد بزرگوارم در واپسین لحظات عمرش دمی بر آورد و ما را بر بالین خود خواست...گفت: ای ملک الهیچ تورا نصیحتی کنم بس کارا از برای دفع بلا... هر زمان که خواستی بدون اذن طبیب و به میل خودبدنت را از وجود انگل پاک کنی بر سر گنجه ام برو و معجونی را که درون کوزه گذارده ام بردار...همانا این معجون تمام انگل ها را بکشد، عواقبی بسیار کم دارد و برای طفلان خردسال تا پیران کهنسال مقبول است! ...خلاصه روزها گذشت و ما مثل هرسال نیازمند معجون شدیم، بر سر گنجه جد بزرگوار رفته و کوزه را وارونه کردیم، بسته ای خارج شد که روی آن با آب طلا حک شده بود:

فنبندازول

پی نوشت:

بهترین داروی ضد انگل به خصوص برای گربه ها که در هر سنی ( حتی زیر 2 ماهگی ) می توان از آن استفاده کرد و عوارض بسیار نادری دارد و از طرفی بسیار کارآمد است، داروی فنبندازول است!

جهنمم با تو بهشت!

روزی مردی با اسب و سگش در جاده ای می رفتند. وقتی به درخت بزرگی رسیدند، صاعقه ای آن را واژگون کرد و همگی مردند! اما آن مرد متوجه نشد که دیگر متعلق به این جهان نیست و با حیواناتش به راه خود ادامه داد. گاهی اوقات زمان می برد تا مرده ای متوجه شرایط جدیدش بشود.....

جهنمم با تو بهشت!

پیاده روی طولانی و سختی بود. خورشید بر آنان می تابید و همه شان عرق می ریختند و تشنه بودند. در پیچ جاده چشمشان به دروازه مرمرین زیبایی افتاد که آنها را به میدانی با سنگفرش طلا راهنمایی می کرد. از فواره وسط میدان آبی زلال جاری بود. مرد به طرف نگهبان دروازه رفت و گفت:

" صبح بخیر"

نگهبان پاسخ داد " صبح بخیر "

" این مکان زیبا کجاست؟ "

" بهشت است "

" از دیدن اینجا خیلی خوشحالم چون بسیار تشنه ام "

" اگر بخواهی می توانی وارد شوی و هرچه قدر آب می خواهی بنوشی." و با دست فواره را نشان مرد داد.

" اسب و سگم هم خیلی تشنه اند "

نگهبان گفت: " واقعا" متاسفم چون حیوانات اجازه ندارند در این مکان آب بنوشند "

مرد ناراحت شد چون خیلی تشنه بود ولی نمی خواست به تنهایی آب بنوشد. به همین دلیل از نگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد. سربالایی او را بیش از پیش خسته کرده بود که به دروازه ای رسیدند. این دروازه به جاده ای خاکی باز می شد که در دو طرفش درخت بود. مردی زیر سایه درختی، کلاهش را روی صورتش کشیده بود و به نظر می رسید خواب است.

مسافر به او گفت: " صبح بخیر "

مرد با سر جواب او را داد.

" من و اسب و سگم خیلی تشنه ایم"

مرد به نقطه ای اشاره کرد و گفت: " بین آن صخره ها چشمه ای است. می توانید هرچه می خواهید آب بنوشید."

آن مرد، سگ و اسبش به آنجا رفتند و تا توانستند آب نوشیدند.

مسافر برگشت تا از آن مرد تشکر کند.

نگهبان به مسافر گفت:" هروقت خواستی باز هم به اینجا بیا"

" راستی نام این محل چیست؟ "

" بهشت "

" بهشت؟ اما نگهبانی که کنار دروازه مرمرین بود گفت آنجا بهشت است"

" آنجا بهشت نیست، جهنم است. " مسافر گیج شده بود.

به نگهبان گفت:" نباید اجازه دهید دیگران از نام شما استفاده کنند. اطلاعات نادرست باعث سردرگمی می شود. "

نگهبان پاسخ داد:" برعکس، این کارشان به نفع ماست چون کسانی که آنجا می مانند حاضرند بهترین دوستشان را رها کنند! "

از نوشته های پائولو کوئیلو