ملک الهیچ و گربه بالا شهری!!!
" سپیده دم اومد و وقت رفتن....حرفی نداریم ما برای گفتن...هرچی که بوده بین ما تمووووووووم شـــــــــــــــــد....."
بی خوابی از یک سو و صدای حزن آلود جوانک شبگرد از سویی دگر ، ما را بر آن داشت که دل از منزل و جای خواب برکنیم و عازم کوچه های سوت و کور شهر گردیم... نخست گوش جوانک را پیچاندیم که بداند گیر و گرفت های خصوصی او ربطی به دیگران ندارد که اینگونه صدایش گوش فلک را کر کرده است...
بگذریم که حرفی در گوش ما گفت و تا فیها خالدون ما را سوزاند....بخوان جوانک، بخوان!
دیری نپائید که فرسنگ ها از منزلمان که در منطقه 10 شهرداری تهران بزرگ قرار داشت فاصله گرفتیم و به جایی رفتیم که آن تیر چراغ برق عظیم شهر که ندانم از چه رو " برج میلاد " ش می خوانند ، زیر پای ما برفت....
این دیار حال و هوای دگری دارد ، خبری از حزن و وقت رفتن و امثالهم نیست....هرچه هست شادی ست و ولاغیر!!!
سر در گریبان کردم و بی آنکه صدایی از کف کفشم برون آید قدم می زدم که به ناگه بدیدم پسرکی نوجوان از رو به رو بر من حمله ور شد و به پایم افتاد و شروع کرد به عجز و ناله که ای ملک الهیچ ، ای دانای راه های پیچ در پیچ به دادم برس که جز تو ندارم هیچ ، به فریادم برس ای عالم بزرگ ، ای کاشف مشکلات موش تا گرگ....!!!
یک لحظه بادی به سر و صورت خود انداختیم و از اینکه در جای جای این دیار مرا می شناسند بر بال غرور نشستم و به آسمان ها رفتم که بوسه های پسرک بر دستم مرا به خود آورد!!
گفتمش چه شده ست که اینگونه بی تابی؟ مادرت مرده؟ پدرت را برق گرفته؟ خودت دل درد داری؟... گفت : خیر یا ملک، بچه گربه ام از فرط اسهال، بی حال گشته و در حال مرگ است....
شتابان سمت خانه اش رفتیم ، در بدو ورود ، بچه گربه ای نحیف دیدم که در کنارش ظرفی آب و پاکتی شیر کم چرب بود...... تا منتهی الیه قضیه را خواندم و همانجا پی نوشتی را بر دیوار آن خانه مکتوب کردم که بعدها حاکم شهر بر آن دیوار قیمت ها گذاشت و بر سرش جنگ و دعوا شد تا اینکه دزدان کاربلد آن را نجات داده و اکنون در موزه لوور پاریس می درخشد!!!
پ.ن 1 : توی قسمت اول این مجموعه هم تاکید کردم که همه شخصیت ها مجازی هستن و این خودبزرگ بینی ملک الهیچ هم به خودش ربط داره!!!! فقط قصدم اینه که نکات کوچکی رو در مورد حیوانات و دامپزشکی به گونه ای متفاوت بیان کنم...
پ.ن 2 : موضوع اینه که متاسفانه حتی خیلی از دامپزشک ها توصیه می کنن به بچه گربه یا توله سگی که مادرش رو از دست داده، شیر کم چرب داده بشه و حتی بعضی ها همین شیر کم چرب رو هم با آب مخلوط می کنن...
این یه اشتباه بسیار بزرگه ، چربی و ارزش غذایی شیر سگ و گربه از شیر گاو بیشتره و وقتی به بچه گربه ای داریم شیر کم چرب گاو میدیم یعنی رسما" داریم با آب خالی بزرگش می کنیم....این موضوع باعث ضعیف شدن بچه و در خیلی از موارد منجر به مرگش میشه...
پ.ن 3 : هر سوالی در این زمینه دارید یا موضوع نامفهوم بوده بفرمائید ، با کمال میل پاسخ میدم...