ویتامین حادثه ای!
آرشیو تلخ و شیرین ها
این خاطره کوتاه قبلا" توی صفحه فیسبوکم نوشته شده ولی خب اینجا دوستانی رو دارم که اونجا ندارم....
سرم پائین بود و مشغول نوشتن نسخه بودم، پیرمرد روستائی با اون لهجه قشنگش گفت : دکتر بهش ویتامین حادثه ای هم بدم خوبه؟
خودکارم روی کاغذ خشک میشه، یه لحظه تمام کتاب ها و جزوات داروشناسی از جلو چشام رد میشن...
" ببخشید، چی بهش بدی؟ K "
ویتامین حادثه ای ، برادرم همش به گاوش میزنه میگه خیلی خوبه!

پ . ن:
کار کردن توی محیط های روستائی هر روزش خاطرات جالب داره، تلخ و شیرین، کلا" حس خوبیه!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ ساعت 22:6 توسط رضا
|